تبليغاتX
 

 

من شاه عشق بودم و سلطان گلرخان

دیدی چـه پیر گشتم از آن کـودتـای تـو؟

رند تبریزی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:42  توسط رند تبریزی 

 

 

بی عشق چو می گردی همواره پر از دردی

بـر خیـز و غـم دل را رسـوا کـن و بـر هـم زن

رند تبریزی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 18:57  توسط رند تبریزی 

 

 

مــرا کــه درد دلـم را فقـط تــو مـی دانـی

چگونه شکوه نمایم به دیگران ای دوست

رند تبریزی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:46  توسط رند تبریزی 

 

 

تمــام قــافیـه هــا را کشیده ام در بنـد

فقط به خاطر یادی ز ارغوان ای دوست

رند تبریزی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:53  توسط رند تبریزی 

 

 

تیغ فراق روی تو بر دل من نشسته است
ای تن من خمـار تـو قامت من کمـان مکن

رند تبریزی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 22:39  توسط رند تبریزی 

 

 

چون دل فرهاد سوزد خسروان شيرين شوند
شاه تركان را چه آمد ، دوستداران را چه شد

رند تبریزی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 1:5  توسط رند تبریزی 

 

 

تا عطر و بوی یاد تو می گیرد این دلم
در جستجوی کوی تو تکثیر می شوم

 

رند تبریزی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 17:3  توسط رند تبریزی 

 

 

از خرمن گیسویش وز عشوه ی ابرویش

آتش چو  گلستان شد تا باد  چنین بادا

رند تبریزی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 2:0  توسط رند تبریزی 

 

 

 

نغمه بانگ اناالحق نه صلاح من و توست

مطـرب عشق از این گفتـه سـر دار افتـاد

رند تبریزی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 12:48  توسط رند تبریزی